|
سلام؛ امیدوارم همه یتان خوب و سرحال باشید. شاید پنج ماهی باشد که در اینترنت پستی نگذاشته ام ولی هیچگاه این دلیل بر فاصله گرفتن از نجوم نیست. بهترین نتایح در دوره ی پنجم المپیاد کشوری نجوم بی شک نتیجه ی تلاش های شبانه روزی گروه المپیاد نجوم تبریز بود. شاید اگر در شهریورماه سال 87 در تبریز دنبال دانش آموزان سال سوم دبیرستان می شدید که می خواهند در المپیاد نجوم شرکت کنند کمتر از تعداد قبولین مرحله دوم ما بود. اما با تمام فشارهایی که در سال اخیر بر ما وارد شد همچنان بهترین نتیجه ها از آن تبریزی ها بود. سال پیش چنان فعالیت ها و اقدامات ضربتی انجام گرفت که امروز دانش آموزانی که برای المپیاد آماده می شوند به کلاس درس نیازی ندارند. تنها هدفی که دنبال می شود فرزانگان تبریز است که به امید خدا و فعالیت هایی که می کنیم منتظر نتایج درخشانش هستیم. در سال تحصیلی 88-87 می شود فعالیت های زیر را برای گروه المپیاد نجوم تبریز به شکل زیر عنوان کرد: 1- برگزاری دوره ی پاییزی در دبیرستان پسرانه ی سمپاد که یک ماه به طول انجامید و هر روز به طور متوسط 8 الی 9 ساعت سر کلاس بودیم و هر روز مطالب جدیدی تدریس می شد. از بابت این کلاس ها نه از دانش آموزان و نه از مدرسه هزینه ای دریافت نشد. 2- کلاس های درس در فرزانگان تبریز با دانش اموزان سال دوم دبیرستان برگزار می شد که 5 جلسه در هفته بود که این کلاس ها مدیون مدیریت عالی این دبیرستان است که اقدام به برگزاری چنین کلاس هایی کرده بود. 2- برگزاری بالغ بر 30 آزمون رسمی که شامل 2 امتحان تحلیل داده، امتحانات شبه مرحله و ... بود. بالغ بر 90 درصد آزمون ها سوالاتِ در سطح دوره داشت. دو سوال از مرحله ی دوم - دو سوال در جامع یک دوره - یک سوال در جامع دوم دوره - یک سوال در امتحان فاینال و دقیقا خود سوال امتحان تحلیل داده در دوره ی پنجم عین سوالات امتحاناتی بود که از دانش آموزان در سال اخیر گرفته شده بود. بقیه ی سوالات بی شباهت به سوالات آزمون های ما نبوده و اکثرا سر کلاس ها مورد بحث فرار گرفته بود. و آیا می دانید کف قبولی مزحله دوم پایینتر از دو سوال بود؟! 3- سامان دهی در گروه المپیاد نجوم تبریز کار ساده ای نبود. اعتراضات شدید عده ای که منافع شخصی خود را لحاظ می کنند هنوز هم ادامه دارد ولی به دلیل عدم وجود منطق قابل قبول اعتراضات این افراد بی نتیجه است. 4- برگزاری شب های رصدی متعدد به خصوص در نزدیکی دوره ی کشوری با همکاری خود دانش آموزان صورت می گرفت. رصد اکثرا در بهترین و همچنین پرخطرترین نقاط آدربایجان انجام می گرفت. یک شب صدای گرگ ها! ما را ترساند و نتوانستیم رصد کنیم تا جایی که یک بار که من به تنهایی به این کوه ها رفته بودم وفتی مناظره ی بین گرگ و سگی! را از نزدیک دیدم از ترس تلسکوپ را رها کرده و سوار ماشین شده و فرار کردم! البته برای رصد در روزهای سرد سال از اردوگاه الغدیر در اطراف تبریز هم استفاده می کردیم ولی آسمان جالبی نداشت. 5- حل تمام سوالات مرحله اول، مرحله دوم، دوره ی کشوری در کلاس های بعد از دوره ی پاییزی (مدت دوره ی پاییزی: سوم مهر تا سوم آبان) 6- دوره ی 3 روزه ای که در عید مدرسه برگزار کرد و کلاس های قبل از آن دانش آموزان را روز به روز آماده تر می کرد. 7- برگزاری دوره ی 3 روزه ی استانی توسط استادم صدرا صدرالدینی. 8- شرکت در نمایشگاه دست آوردهای انقلاب اسلامی در بهمن ماه 87 و ... امروز هم راه شروع شده را بر حسب تونایی هایم ادامه می دهم و امیدوارم نتایج شیرین، ما را در راهمان مصمم تر کند. امسال نیز همچون دوره ی پنجم فصل برداشت از فعالیت های ذکر شده و فعالیت های امسالمان است. بوهایی از تبریز به مشام من می رسد که بوی آشنایی است. این فضا بوی دو سال پیش را می دهد...! المپیاد جهانی نجوم هم که چند ماه پیش در ایران برگزار شده بود حرف و حدیث هایی دارد که هنوز هم ادامه دارد. کمیته ی جوان و بی تجربه ی نجوم تصمیماتی می گرفت و المپیاد را به سمتی هدایت می کرد که به نظر من باطل و غیر قابل قبول بود. از افرادی در کمیته استفاده می شد و می شود که از همان روز اول من آن ها را آفت کمیته ی نجوم نامیده ام. من از همان روز اول در برابر این ها سکوت نکرده ام و حاضر شدم با قبول تعرض های اخلاقی که به من انجام گرفت مصمم تر از همیشه بگویم اشتباه می کنید.خودخواهی و پست فطرتی است آدم حقیقت را به خاطر منافعش کتمان کند. البته عده ای به قولی شروع کردند به ماهی گرفتن از آب گل آلود! و سخن ها گفتند و خواستند چهره ی کار ما را که جز حق چیزی را دنبال نمی کرد را تیره سازند، ولی نتوانستند چون اشتباه می کردند. المپیاد همچنان که بارها گفته ام چیز با ارزشی نیست ولی در آن می شود آدم ها را خوب شناخت. همانطور که در این مدت هم سکوت کرده ام از این به بعد هم می خواهم سکوت کنم چون از این می ترسم که در این بین المپیاد نجوم آسیب ببیند. حرف های زیادی در این مورد داردم ولی بهتر است فعلا زده نشود. در آخر می خواهم شما را بیش از پیش دعوت به مطالعه ی نجوم کرده و برایتان آرزوی موفقیت روز افرون بکنم. خسته نباشید در حالی که می دانم خسته نیستید و از یادگیری نجوم لذت می برید. نیما چرتاب سلطانی ؛ دی ماه 88 |